من که دیگه حوصلم نمیکشه

جلو آینه با خودم تنهاشم

راستشو بخوای دیگه یادم نیست

چجوری میتونم عاشق باشم

از همون روزی که رفتیم دریا

تک تک آروزهام رو آبن

روز شب فرقی نداره واسه

منی که بیدارم اما خوابم

یکی از ما باید میرفت

یکی از ما باید میموند حلالت باشه

بعد تو واسم یه قلب زخمی موند

شدم آدمی که هر روز نفس میکشه با دردش

عجب تقدیر شومیه که باید رد بشیم از عشق